عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
26
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
داشتهاند ، مىپذيرفتند كه اين مسأله از باب توسّع و آسانگيرى است ، چنان كه پيامبر [ ص ] براى آنها گفته است و دلالت آن روز به روز گسترش مىيافت و هر گاه امر تازهاى در محيط دعوت و تبليغ ، رخ مىداد و يا گروههايى از مناطق دور مىآمدند و با خود سنّتهاى لهجهاى غريب مىآوردند ، قرآن به آن لهجهها خوانده مىشد و همچنان معناى حروف هفتگانه گسترش مىيافت . دور شدن از هماهنگى و سازگارى - به نظر ما - آن است كه حروف هفتگانه را - كه در آن روزگار قصد مىشد - به هفت لغت [ لهجه ] متّحد يا متفرق ، مشخّص يا رايج ، محدود كنيم كه همهء اينها اشتباه و بدون دليل و به بيراهه رفتن است . هم چنان كه ، حصر سطوح هفتگانهء اختلاف ، در راستاى تفسير مراد « احرف سبعه » ، دور شدن از صواب است هر چند كه گفتار به جواز اين سطوح ، على رغم حصر آنها در هفت حرف با توجه به بر شمردن آنها در صفحات پيشين ، به اين امر يارى نمايد . در اين جا به طبرى مىرسيم كه انديشهء حذف اين جواز ، توسط عثمان هنگام گردآورى قرآن و نوشتن مصاحف ، را مطرح مىكند و بدين وسيله مردم را به يك حرف در برابر شش حرف ديگر وحدت مىبخشد « 1 » ، هر چند كه با توجه به روايتهايى كه در دست داريم ظنّ غالب به بيش از يك حرف مىباشد . چنان كه بيايد . همچنين به رأى دكتر ابراهيم انيس بر مىخوريم كه معتقد است ، روح اين جواز تا به امروز همچنان باقى است و مسلمانان از نژادهاى مختلف و با اختلاف زبانهاشان در گذشته و حال و آينده ، در محدودهء آن حروف ، قرآن را مىخوانند « 2 » . هر چند كه معتقديم ، [ اين روح جواز ] از حروف هفتگانه نيست بلكه ناشى از روح - آسانگيرىاى است كه از مشخّصههاى اسلام است ، چون وجود حروف هفتگانه به معناى نزول يافتهء آن ، به اجماع مسلمانان ، با مصحف عثمان متوقف شده است و تنها برخى از آن ، در حدود رسم الخط مصحف نمونه [ مصحف امام ] باقى مانده است .
--> ( 1 ) ابن جرير الطبرى ، جامع البيان ( تفسير الطبرى ) ، ج 1 ، ص 64 . ( 2 ) ابراهيم انيس ، فى اللهجات العربيّة ، ص 47 .